به کارگاه ترجمه ی سینا2 خوش آمدید!

تبلیغات شما در اینجا بالا

طراحی هوشمند(Design Intent) در سالیدورک

با دانستن اطلاعات صحیح در مورد عملکرد پارت ها، قبل از اینکه شروع به مدل سازی یا طراحی کنیم، می توانیم یک مدل ایجاد کنیم که ویرایش آن ساده تر باشد و  قرار دادن آن به شیوه ی صحیح، در یک اسمبلی ساده تر باشد و شرح دادن آن در نقشه ها(drawings) ساده تر باشد و همچنین درک آن برای دیگر کاربران سالیدورک، وقتی که می خواهند بر روی مدل های شما کار کنند، ساده تر است.

طراحی هدف محور  یا هدفمند،یا  طراحی هوشمند(Design intent) عبارتی است که چگونگی عملکرد پارت و  و یژگی های کلی آن  و اینکه مدل مورد نظر چگونه به تغییرات مدلسازی واکنش نشان می دهد،  را مشخص می کند. اگر بخواهید، می توانید طراحی هدف محور(Design intent) را در قالب کلمات بیان کنید تا به شما کمک کند روی آنچه در طراحی مهم است تمرکز کنید.

 یک مثال از طراحی هوشمند به صورت زیر است:

یک پارت داریم که نسبت به دو صفحه، متقارن(symmetric) است و از آن برای نگهداری  یک شافت به قطر  1.00 اینچ (diametral pitch) استفاده می شود.  جرم(بار) ثابت رو به پایین آن 150 پوند است که از یک بوش(bushing) برنزی استفاده می کند که به یک پلیت یا صفحه فلزی(plate ) در زیر آن پیچ و مهره شده است.

 این توضیحات، اطلاعات بیشتری در مورد طراحی این پارت به ما نمی دهد، بلکه اطلاعاتی در مورد دو سطح(surface) به ما می دهد که از اهمیت برخوردار هستند(یک سوراخ برای بوش و قسمت پایینی که پلیت  پایه را لمس می کند) و همچنین برخی سایزهای کلی  و جرم های ضروری را مشخص می کند.


استفاده از تقارن(Symmetry)

تقارن یک بخش مهم از طراحی هدفمند است. با استفاده از تقارن(symmetry) می توانیم به طور قابل ملاحضه ای، دفعات نیاز به مدل سازی یک پارت را کاهش دهیم. تقارن می تواند در سطوح مختلفی وجود داشته باشد:

  • تقارن اسکچ
  • تقارن فیچرهای منحصر به فرد
  • تقارن کل پارت(Whole-part)
  • تقارن محوری(یک پارت که چرخانده یا revolved شده است) (Axial)
  • تقارن تقریبی(کل پارت متقارن است به جز تعدادی از فیچرها)
  • نسخه های سمت چپ و راست متقارن پارت
  • تقارن اسمبلی

 تعیین اولیه(Determining Primary) یا فیچرهای تابعی(Functional Features)

احتمالا ، مهمترین اطلاعاتی که در سالیدورک باید بدانید شامل موارد زیر است.

تعیین اولیه یا فیچرهای تابعی شامل موارد زیر می شوند: 

  • اینکه پارت مورد نظر چگونه نصب می شود یا به قسمت های دیگر متصل می شود،
  • حرکتی که نیاز داریم تا انجام شود، 
  • و ساختار اضافی برای تحمل بارها(support loads).

 

غالباً این ایده ی خوبی است که یک اسکچ خاص را بعنوان اولین فیچر(شکل) در پارتی که فیچرهای تابعی(Functional Features)  را چینش می کند(مشخص می کند)، ایجاد کنیم.

 این کار می تواند به سادگی کشیدن یک خط راست برای مشخص کردن بخش پایینی(bottom) و یک دایره برای مشخص کردن موقعیت(position) و سایز یک پارت mate شده(mating part) باشد. یا به همان اندازه پیچیده، می توانیم از آن برای ترسیم طرح های کلی(outlines) پارت ها و فیچرها روی سه صفحه ی استاندارد، استفاده کنیم. به این روش، تکنیک ایجاد یک اسکچ لی اوت(layout sketch) گفته می شود و این یک تکنیک مهم در هردوی پارت های ساده و پیچیده قابل استفاده است.

ما می توانیم از اسکچ های لی اوت(layout sketches) برای هر کاری استفاده کنیم، از ترسیم ساده ی یک جعبه ی محدود شده با اندازه ی مرجع( size-reference)  گرفته تا ایجاد یک نقطه ی مرجع(point of reference) برای تمام فیچرهای ترسیم شده  در پارت . اگر یک اسکچ تکی بر روی یک صفحه(plane) کافی نباشد، ما می توانیم از چندین اسکچ لی اوت(layout sketches) استفاده کنیم .


پیش بینی تغییرات در سالیدورک

 هیچ کس از شما انتظار ندارد که بتوانید آینده را بگویید، اما باید به گونه ای مدل سازی کنید که مدل شما به راحتی با تغییرات آینده سازگار شود. همان طور که شما در مورد این نرم افزار و فرایندهای طراحی مهندسی تجربه کسب می کنید، این نکته را به خاطر بسپارید: شما برای نوع مدلسازی که انجام می دهید، از هوش خود استفاده می کنید. من در مورد اینکه موفقیت با یک مدل طراحی هوشمند خوب چگونه به نظر می رسد، زیاد صحبت کرده ام، اما اجازه دهید کمی در مورد شکست صحبت کنیم.

 شکست در عمل انگیزه بیشتری ایجاد می کنند. وقتی که طراحی هوشمند با شکست مواجه می شود، ما با یک درخت از فیچرها روبه رو می شویم که سرشار از خطاست و ما باید یک یک فیچرها را بررسی کنیم تا ببینیم در کدام یک خطا ایجاد شده است و سپس آن را تعمیر کنیم. شکست ها معمولاً به دلیل خطاهایی در وابستگی های والد/فرزندی  پس از یک تغییر کلی، ایجاد می شوند.تعمیر خطاهایی مانند این، نسبت به ایجاد یک مدل از ابتدا، به وقت بسیار بیشتری نیاز دارد. این در اصل یک ضعف بزرگ برای مدل سازی مبتنی بر تاریخچه(history-based) محسوب می شود.

 برای حل این مشکل، راه های زیادی وجود دارد:

◆ بسیار مراقب باشید. وقتی که این روش با شکست مواجه می شود، بیشتر به این دلیل است که شما نمی توانید آینده را پیش بینی کنید(که: تغییرات  چگونه اتفاق خواهند افتاد).

 ◆از یک روش مثل مدل سازی انعطاف پذیر(Resilient Modeling) استفاده کنید. این یک روش ساختاریافته است که در آن شما ارتباطات والد/فرزندی را پیگیری می کنید و فقط اسکچ های جدید را در اشکال هندسی مرجع(reference geometry)، با پیوند مستقیم به چیزی که تغییر نمی‌کند شروع می کنیم (مبدا یا صفحه‌های پایه).

 ◆از یک روش دیگر به جای طراحی مبتنی بر تاریخچه(history-based) استفاده کنید. این کار، به یک بسته نرم افزاری متفاوت مانند Solid Edge نیاز دارد. سالیدورک، در واقع، نمی‌تواند کاری را که به عنوان «مدل‌سازی مستقیم» (direct modeling) شناخته می‌شود، انجام دهد، اگرچه شرکت داسو سیستمز در این مورد  چیز دیگری به شما خواهد گفت. من این موضوع را دوباره در فصل 12، در بخش "ویرایش، ارزیابی و عیب یابی" مورد بحث قرار خواهم داد.

!Donate

نوشتن دیدگاه

لطفا نظرات خود را بیان کنید. به سوالات در سریع ترین زمان پاسخ داده خواهد شد.اما به نکات زیر توجه کنید:
1. سعی کنید نظرات شما مرتبط با مقاله ی مورد نظر باشد، در غیر این صورت پاسخ داده نخواهد شد.
2. سوالات خود را به صورت کوتاه بیان کنید و از پرسیدن چند سوال به طور همزمان خودداری کنید.
3. سوال خود را به طور واضح بیان کنید و از کلمات مبهم استفاده نکنید.


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال